|
مرتضی پاشایی | ||
|
امروز از خواب پا شدم دیدم مامانم میگه تولدت مبارک [ سه شنبه 2 خرداد1391 ] [ ] [ مرتضی ]
با توجه به اینکه شرایط هوای تبریز به دلیل پدیده گرد و خاک که از شرایط بحرانی نیز گذشته است ، ستاد بحران تصمیم گرفته شد امروز تمام ادارات و سازمان دولتی و دانشگاه ها و مدارس تعطلیل باشد
البته دیروز دانشکده فنی دانشگاه ما تعطیل کرد ولی دانشکده ما تعطیل نکرد نمیدونم کسی متوجه شد یا نه خبرگزاری فارس یه سوتی وحشتناک داد و به جای 2 خرداد نوشته بود 2 اردیبهشت تو این آلودگی داروخونه ها با کمبود ماسک مواجه شدن. من موندم زلزله بید میخوان چیکار کنن این مسئولین با تدابیراشون؟ [ سه شنبه 2 خرداد1391 ] [ ] [ مرتضی ]
آلبوم موسیقی مرتضی پاشایی با عنوان "یکی هست"، اواسط خرداد ماه وارد شبکه موسیقی کشور می شود. بقیه خبر در ادامه مطلب ادامه مطلب [ سه شنبه 26 اردیبهشت1391 ] [ ] [ مرتضی ]
سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر
صبر یعنی یک زن مهر یعنی دختر نور یعنی خواهر هرچه هستی عشق،صبر،مهر یا نور روزت مبارک روز زن با تاخیر یک روزه مبارک باد...
بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب [ یکشنبه 24 اردیبهشت1391 ] [ ] [ مرتضی ]
هنوز هستند پسرانی که بوی مردانگی می دهند . . .
در دستانشان عزت یک مرد ، یک مرد ، واقعی لمس می شود . . . اهل ناموس بازی نیستند (!) ... می شود روی حرف و قول هایشان حساب کرد . . . هنوز هم هستند زنانی كه تنشان بوی محبت خالص می دهد . . . ب كرند ... نابند ... لمس نشده اند . . . آری ، هنوز هم هستند ! نادرند ! كمیاب اند ! پاك اند ! هنوز آدم هایی از جنس فرشته پیدا می شود . . . هستند ! نادرند ! كمیاب اند ! اما هستند . . . پی نوشت : امروز در روزنامه سرخاب دو تا مقاله های ورزشی من چاپ شده هرکسی از بچه های تبریز علاقه داشت بخونه و نظرش رو بگه [ پنجشنبه 21 اردیبهشت1391 ] [ ] [ مرتضی ]
متن آهنگ جدید دروغ دوست داشتنی از مرتضی پاشایی تو که از اولش جای من یکی دیگه توی قلبت بود نگو به من تو هر کاری کردی درسته نگو حقت بود تو که از اسمم و عشقم و حسم و قلبم دلت و کندی به چشای من ساده بی کس تنها داری می خندی همیشه دروغ میگفتی واسه من میمیری بگو عاشقم نبودی تو که داری میری به خدا همش دروغ که منو دوست داری تو که روی قلب من اینجوری پا می ذاری بگو این دروغ دوست داشتنی رو اینبارم باز بگو بی تو میمیرم بگو دوست دارم من که این همه دروغ تو رو باور کردم یه دفعه دیگه بگو بگو که بر میگردم تو که از اون همه حرفهایی که به تو گفتم چیزی یادت نیست تو که میذاری میری و من اینجا میمونم با چشای خیس تو ای که ازم گذشتن آسونه واست مثل بازیچه ام چگونه بهم می گفتی مثل قدیما عاشقت میمونم همیشه دروغ میگفتی واسه من میمری بگو عاشقم نبودی تو که داری میری به خدا همش دروغ که منو دوست داری تو که روی قلب من این جوری پا می ذاری بگو این دروغ دوست داشتنی رو اینبارم باز بگو بی تو میمرم بگو دوست دارم من که این هه دروغ تو رو باور کردم یه دفعه دیگه بگو بگو که بر می گردم دانلود در ادامه مطلب ادامه مطلب [ دوشنبه 18 اردیبهشت1391 ] [ ] [ مرتضی ]
[ دوشنبه 18 اردیبهشت1391 ] [ ] [ مرتضی ]
دوباره شب شد و من بیقرارم // Connect كن، زود بیا، در انتظارم
بیا، من آمدم پای Messenger // شدم مسحور آوای Messenger بیا Hard دلت را ما ببینیم // گلی از گنج Home Page ت بچینیم بیا Icon نمای بینشانم // كه من جز آدرس Mail ت ندانم بیا امشب كمی Online باشیم // و یا تا صبح تا Sun Shine باشیم بیا «انگوری» بی تو غش كرد // و حتی Hard Disk ش هم Crash كرد بیا ای عشق Dot Com عزیزم // به پای تو Wها بریزم مرا در انتظار خویش مگذار // و پا ز اندازه آن بیش مگذار بیا ای حاصل Search جهانی // بیا اجرا كن آن File نهانی بیا در دل تو را كم دارم امشب // حدودا 100 مگی غم دارم امشب اگر آیی دعایت مینمایم // دعا تا بینهایت مینمایم اگر آیی دعای من همین است // و یا نقل بمضمونش چنین است: مبادا لحظهای DC شوی یار // جدا از پای آن PC شوی یار مبادا نام ما را پاك سازی // و كاخ آرزو را خاك سازی بمان تا جاودان اندر دل من // بمان تا حل شود هر مشكل من [ پنجشنبه 14 اردیبهشت1391 ] [ ] [ مرتضی ]
سلام دوستان خوبید؟ نظرات رو همشون رو جواب دادم و به وب همه دوستان سر زدم چند تا نکته به چشمم خورد یکیش این که یکی از دوستان به این آدرس http://sefidekamrangam.blogfa.com وبش رو حذف کرده هرکی ازش خبر داره بگه. نگران شدم. یکیشم این که تازگیا همه عاشق می شوند شما چطور؟ دیگه نمیگم کیا دوستان هرکسی میاد یه اوضاع و احوالی از خودش بگه انگار تو این مدت که نبودم اتفاق هایی افتاده از همه دوستانی که تو این مدت نبودن من باز هم به من لطف داشتند ازشون ممنونم اگر دوستان گلی مثل شما نداشتم خیلی وقت بود که این وبم رو میبستم. چون وب های دیگم هدف خاصی دارن ولی این وب کلی هست و نظرات شما باعث دلگرمی من برای ادامه کار میشه. نمایشگاه کتاب تهران به دلیل مشکلات مالی و مشکل رفتن و برگشتن به تهران و نتونستن خرید بن کنسل شد. باخت پرسپولیس رو به همه طرفدار های این تیم تسلیت میگم. اونقدر تو ورزشگاه داد زدم که هنوز بعد چند روز از بازی صدام کامل باز نشده. خیلی چسبید. خصوصا این که وقت برگشتن از ورزشگاه بغل اتوبوس پرسپولیس افتادیم و کلی بهشون حرص دادیم. درس های دانشگاهی هم یکم سخت تر شده و بعضی از کتاب هارو به سختی میخونیم. خصوصا کتاب روان پزشکی کاپلان. مادربزرگم مریض شده و عمل کرده [ یکشنبه 10 اردیبهشت1391 ] [ ] [ مرتضی ]
یا مقلب القلوب و الابصار ای چئویرن اورکلری، گؤزلری یا مدبر اللیل و النهار دولاندیران ای گئجه،گوندوزلری یا محول الحول و الاحوال ای یئنی دن دییشدیرن حاللاری حول حالنا الی احسن الحال دییشدیر أن یاخشی حالا بیزلری سلام به همه دوستان. از همتون عذر میخوام که که این چند روزه نبودم و به کامنتاتون جواب ندادم و اگر از دستم ناراحت شدید که میدونم بعضی ها هستید معذرت میخوام. الان که به آخرین پستم نگاه میکنم مال یک ماه پیشه. قبل از این که در مورد این یک ماه حرف بزنم میخوام کمی در مورد سال 90 حرف بزنم. سال 90 درسته سال فوق العاده ای برای من نبود ولی از سال وحشتناک و کابوس وار 89 خیلی بهتر بود. بعد از مشکلات شخصی و خانوادگی و جسمی که تو سال 89 برام پیش اومد تو سال 90 تونستم کمی از مشکلات رو حل کنم و ان شالا در سال 91 به سمت موفقیت ها حرکت بکنم. اتفاق قابل ذکری در سال نود که زیاد مهم باشه نیست که مطلب رو اضافه کنم شاید هم باشه ولی به ذهنم نمیاد. تنها اتفاق قابل ذکری که الان به ذهنم میاد انتخاب بنده به عنوان بهترین مقاله نویس تراکتور از سوی سایت هواداری تراکتور سازی بود که خیلی بهم روحیه داد و با اختلاف فاحش نفر اول شدم. هر چند بعضی از دوستان به خاطر رفاقتی که داشتیم به من رای دادن و در حقیقت من شایسته اولی نبودم و کسی که من ازش به عنوان استاد یاد میکنم دوم شد. این اتفاق با علاقه شخصی خودم علاقم رو به روزنامه نگاری و خبرنگاری زیاد کرد و شاید در سال جدید با چند روزنامه ورزشی حرف بزنم. البته از قبل هم علاقه داشتم ولی این اتفاق باعث بیشتر شدن علاقم شد. و اما برسیم به این یک ماه آخر که من نبودم. روز 20 اسفند بازی حساس ما با سپاهان بود و از چند روز قبل ما در تدارک این بازی بودیم. بعد از اون هم برای بازی سایپا به کرج رفتیم که در کولاک و برف گرفتار شدیم و خدا لطف کرد و الا چند ساعت یا حتی روز در جاده ماندنی می شدیم. حتی سایت گل هم این خبر رو پوشش داد که از اینجا میتونید ببینید. البته من تو عکس نیستم و در دستشویی بودم. بعد از بازی سایپا هم عید رسید. من همیشه روز های اولیه سال رو خونه مادر بزرگم می مونم. چون اونا بزرگ خانواده محسوب میشن و همه برای عید دیدنی به خونه اونا میان. من هم چون هم مادر بزرگ و هم پدر بزرگم رو خیلی دوست دارم میرم براشون کار میکنم و در کنار اون فک و فامیلم میبینم. از عید دیدنی های زیاد هم خوشم نمیاد و به خاطر این که فامیل گلایه نکنن که نمیای همون خونه مادر بزرگ منو می بینن میشه عید دیدنی. زیاد علاقه به خونه افراد رفتن رو ندارم. امسال تو ایام عید همه خانواده به مسافرت رفتن و من و بابام موندیم. بابا که از صبح تا شب مغازه بود منم خونه بودم حوصلم سر میرفت. تو خانواده ما از هر سایزی بخواین بچه هست. قد و نیم قد و در هر سایزی بخواین پیدا میشه. وقت نشد عکس بندازم خیلی عکس با مزه ای می شد. منم بچه خیلی دوست دارم از این لحاظ عید خیلی بهم چسبید. چون هر روز این بچه ها رو می دیدم. تو عید امسال هم به رسم هر ساله صبح ها با دوچرخه ائل گولی رفتیم و خیلیم چسبید. تو عید امسال 4 کیلو وزن کردم و اگر خدا بخواد و با برنامه ای که ریختم تا آخر سال به وزن نرمال میرسم. از اون جایی که من حواس پرت تشریف دارم بعد از گم کردن چند عدید کلید خونه موبایل خودم رو هم تو دوچرخه سئواری گم کردم که یه آدم خوبی پیداش کرد و آورد پس داد. سال قبل از لحاظ مالی خیلی زجر کشیدم. امسال یه کارگاهی رو میخوایم اجاره کنیم و با دوستم کاری رو شروع کنیم. البته قبلا این کارو میکردیم ولی مستمر نبود و با داییم بود. امسال هم عیدی ها ته کشیده بود و از این طرف تورم زده بود. خیلی جالب بود بچه ها بیشتر از من عیدی گرفته بودن. سیزده امسال رو هم مثل اکثر سال ها خونه بودیم و به درش نکردیم. خونه هم مهمون اومد نشستیم گپ زدیم چسبید و در واپسین لحظات سیزده بود که مقادیری عیدی دریافت کردیم. برا من عیدی پول گرفتن مهم نیست. یکی از فامیل ها کارمند بانکه و به من سر رسید یکی از تیم های ورزشی تبریز رو گرفت داد که از پول های بقیه بیشتر خوشم اومد. بنا به دلایلی از بیرون رفتن تو سیزده خوشم نمیاد و امروز چهارده فروردین رو به در کردیم. الحق و الانصاف خیلی مردم با فرهنگی داریم. به طور واقعی به طبیعت گند زدن. هنوز چند اکیپ شهرداری از شب و صبح زود کار می کردن ولی بازم همه جا آشغال بود. برای خوندن تاریخ 13 بدر این جا رو کلیک کنید. امسال هم مثل سال های پیش منتظر فرمان رهبر بودیم. گمانه زنی هامون رو درباره اسم سال جدید کرده بودیم و هر دو تا حدس منم درست از آب در اومد که گفتم هم درباره اقتصاد هست و هم شعار مذهبی نیست. خیلی حرف های کوبنده ای زدند و من واقعا دو جا خیلی احساس شعف میکنم یکی تو برد های تیم تراکتور و دومی وقتی رهبر حرف میزنه. شاید بعضی حرف ها به ذهنتون بیاد ولی اینو میتونم تو بدترین شرایط مالی قرار دارم. تو اردیبهشت قراره بریم برای نمایشگاه کتاب تهران تا منابع ارشد رو بخریم ولی نمی دونم از کجا پول جور کنم.یه کتاب قشنگی تو عید خوندم توصیه میکنم دوستان هم بخونند. اسمش شاهرخ حر انقلاب اسلامی هست. برای اطلاعات بیشتر اینجا را کلیک کنید. برای همه دوستان تو سال جدید آرزوی موفقیت میکنم. امیدوارم سال خوبی داشته باشین. امسال امیدوارم همه به موفیت های تحصیلی برسن. امیدوارم مشکلات جسمی و روحی همه حل بشه و امیدوارم چشممون به جمال گل نرجس روشن بشه و دنیا رو از این فساد ها نجات بده. بعضی وقت ها بعضی چیز ها رو میبینم که میتونم بگم این ها فقط به دست حجت خدا حل میشه. پلاک یا قائم آل محمد رو از مشهد خریده بودم و چون اطراف ضریح خلوت بود به ضریح متبرک کردم. دنیال یه زنجیر معمولی بودم که گردنم بندازم که همه زنجیر های تو بازار عجق وجق بودن. آخرش از همین زنجیر های پلاک ها پیدا کردم رو اون انداختم. امیدوارم تو سال جدید سرباز واقعی امام زمان باشیم. باز هم از همه دوستان عذر میخوام که دیر بهشون سر زدم یا جواب کامنتشون رو دیر دادم [ دوشنبه 14 فروردین1391 ] [ ] [ مرتضی ]
عميق ترين درد زندگی مردن نيست بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برايت تکرار کند و تو از او رسم محبت بياموزی. [ پنجشنبه 11 اسفند1390 ] [ ] [ مرتضی ]
وقتی از رابطه دوستی ، بعضی ها به مسائل جنسی فکر میکنند!!! و بعضی ها به شارژ ایرانسل !!! درک میکنی که تنهایی هم زیاد بد نیست . . . [ چهارشنبه 10 اسفند1390 ] [ ] [ مرتضی ]
بعد مهمانی ، از روی مبل بلند میشن میگن خوب آقا زحمت دادیم خداحافظ !
دو قدم جلو تر آقا خداحافظ ! جلو در آقا خداحافظ ! داخل حیاط با صدای بلند آقا تشریف بیارین منزل ما خداحافظ ! … جلو در حیاط (ساعت ۱ نصف شب) آقا بریم دیر وقته خداحافظ ! جلو در ماشین خداحافظ ! داخل ماشین خداحافظ ! ماشین در حال حرکت بووووووق بوووق یعنی خداحافظ ! . . . فردا صبح شمسی جون زنگ میزنه به اشرف جون میگه : اوا خدا مرگم دیشب نفهمیدم از اعظم جون خداحافظی کردم ؟ از طرف من ازش خداحافظی کن ! [ یکشنبه 7 اسفند1390 ] [ ] [ مرتضی ]
سالروز تولد خواجه نصیر الدین طوسی و روز مهندس گرامی باد
برای مهندسین بن بستی وجود ندارد. آنان یا راهی خواهند یافت٬ یا راهی خواهند ساخت...» [ شنبه 6 اسفند1390 ] [ ] [ مرتضی ]
از
سال 1999 میلادی به این سو روز دوم اسفند به عنوان روز زبان مادری انتخاب
شد، ایران نیز این مناسبت را پذیرفت. مطابق اصل 15 قانون اساسی آموزش
زبانهای محلی در کنار زبان رسمی کشور که زبان فارسی است بدون اشکال می
باشد. ولی اکنون در مدارس و دانشگاه های ما فقط زبان فارسی تدریس مشود. مرتضی پاشایی 90/12/3 [ چهارشنبه 3 اسفند1390 ] [ ] [ مرتضی ]
امروز وقتی از دانشگاه بر میگشتم یکی از کتاب های درسی رو از کتابفروشی خریدم و وقتی به سمت خونه می اومدم تو ایستگاه اتوبوس جا گذاشتم. وقتی که رسیدم خونه فهمیدم کتاب نیست تا برگردم نیم ساعتی طول کشید. اومدم دیدم کتاب نیست. در حالی که کتاب نزدیک به 400 صفحه بود و یه کتاب تخصصی رشته ما بود و یه نفر کتاب رو دزدیده بود. به خاطر این میگم که دزدیدن به فاصیه نیم ساعت من به همون جا برگشتم و با توجه به این که میانگین مطالعه سالانه در ایران زیر یک دقیقه هست نمیشه گفت که طرف میخواست ببره کتاب رو بخونه چون هم کسی که دزدی میکنه خونش به این چیزا نمیخوره هم کتاب یه کتاب قطور تخصصی بود. دانشجوها به زور با استاد این درسارو یاد میگیرن. دیگه همه چی دزد دیده بودیم کتاب دزد ندیده بودیم. بیشتر از قیمت کتاب منو گدا گشنه بودن و حریص بودن بعضی افراد ناراحت کرد. نظر شما چیه؟ به نظر شما انگیزه اون طرف از دزدیدن کتاب چی بود؟ [ سه شنبه 2 اسفند1390 ] [ ] [ مرتضی ]
بــرنامه رو دانلود کنید و اجرا کنیــــــد و بعدش لذت ببرید ...
[ جمعه 28 بهمن1390 ] [ ] [ مرتضی ]
پروردگارا: آرامش را همچون دانه هاى برف،
آرام و بی صدا برسرزمین قلب كسانی كه برایم عزیزند، ببار [ جمعه 28 بهمن1390 ] [ ] [ مرتضی ]
وقتی به شروع و چگونگی وقوعش فكر می كنم، بنظرم همه چیز گیج و پیچیده می آید! بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب [ پنجشنبه 27 بهمن1390 ] [ ] [ مرتضی ]
[ چهارشنبه 26 بهمن1390 ] [ ] [ مرتضی ]
سلام دوستان من دارم میرم مسافرت امروز و فردا در خدمتتون نیستم اگر به کامنتاتون جواب ندادم عذر میخوام چون دقیقه نود قطعی شد به امید دیدار [ سه شنبه 25 بهمن1390 ] [ ] [ مرتضی ]
[ سه شنبه 25 بهمن1390 ] [ ] [ مرتضی ]
sonay biz Türklerinde özümüze xas olan bir sevgililer günümüz var bu günün adı SONAY dır. bu gün yayın son günü olur Yayın son ayı xərmənlər yığışar .gecələr ay çıxar.heç zaman ayın baxışı yayın son çağı kimin sevdalı ola bilməz…
Sonay günü azərbaycanın valentaynı gutlu olsun« سونای » یا همان « سون آی » یایین آخیرلاریندا سون آیلی گئجه لرده چیاخان آیا دئییلیر. بو زامان اکین دریولوب، خیرمن لر ییغیلار آما هله پاییز دوشمه میش اولار. بو گئجه آی لا گونش 180 درجه زاویه ده اوزله شیرلر. دئمک اولار بونلار بیر بیرلر ایله اوز اوزه قالیب، بیر – بیرینین اوزون بوتون گؤرورلر. آنجاق بو گؤرمه چوخلو تله سیک حالدا اوز وئریر.بئله کی پاییزین اعتدالی اولدوغونا گؤره گئجه و گوندوز برابر دیلر. بو گئجه سانکی آی ایله گون گیزلن پانج اویناییرلار. بیری او بیرسینه چاتماق ایسته ییر آما چاتا بیلمیر. سانکی آی گونشین آردیجا قاچیب آما یئتیشه بیلمیر. آی بئله لیک له اسطوره لر ده سئودالانیر. ائله اولور کی خالقی دا سئودالاندیریر. خالقین سئودالی گؤزلرینده آیین دولاشیغی داها سئودالی گؤروشور. سونایین سوداسی سونسوزدور. بلکه ده ابدی تیکرارلانان بیر سئودا دیر. هر ایل بیر تاپماجا کیمی، بیر گیزلن پانج کیمی تیکرارلانیر. بو گؤزل دوشونجه آزربایجانین ان اسکی دوشونجه لریندن دیر و اونون یاشی ایسلام دان قاباغا یئتیشیر. هله ده بعضی کندلر ده ائله اسکی چاغلارا تای بو گئجه ییغیشیب، اویناییب و بوتون آیین سئوداسین قوتلارلر پی نوشت : بو گوزل لیخدا رسم لریمیز وار گتیریپ لر ولنتاینی مد الیپ لر ![]() آز منه ولنتاینی تبریک دین حیرص ورین نه سیز اروپالیسیز نه بورا اروپادی هش اروپا دا فیکر المیرم بو با شکوه لوخدا توتالار بو رسمین ( سونای گئجه سی ) گونی بو گون دری دا مجبور الدیز ایندی پست وورام ترجمه فارسی متن در ادامه مطلب هست این جور رسم های با قدمت چند هزار ساله داریم بعد میایم یه رسم غربی 200 ساله رو اجرا میکنیم اینجا نه اروپاست نه شما ها اروپایی هستین خواهشا کسی به من ولنتاینو تبریک نگه این رسم سونای تاریخش امروز نیست ولی از بس کامنت گذاشتن که بگو این رسم چیه و از بس رسم غربی ولنتاین رو تبریک گفتن مجبور شدم الان بزم ادامه مطلب [ سه شنبه 25 بهمن1390 ] [ ] [ مرتضی ]
شايد آن عمري که گويند دگر نباشد شايد آن فردائي که سر ميزند دگر نيايد شايد آن ياري که مي آيد دگر نسازد شايد آن جلدي که مي آيد ببازد شايد آن فردي که ساز است بتازد شايد درد دلت را کسي نيابد شايد آن گذشته ي سخت سرمشقي بر حال و آيندست شايد و اما اگر در دل ما رخنه کرد پس چرا شايد و اما اگر؟
[ یکشنبه 23 بهمن1390 ] [ ] [ مرتضی ]
دسترسی بیش از 30 میلیون کاربر ایرانی به سرویسهای پست الکترونیکی از روز
پنجشنبه مسدود شده است این در حالی است که 2 متولی اینترنت کشور یعنی شرکت
ارتباطات زیرساخت و سازمان فناوری اطلاعات ایران در این باره پاسخ روشنی
ارائه نمی دهند. بقیه در ادامه مطلب ادامه مطلب [ یکشنبه 23 بهمن1390 ] [ ] [ مرتضی ]
نسل سوم چو نسل اول هست
با شور، با شعور، با باور جاری است انقلاب چون کوثر هان! "فصل لربک وانحر"
سر فراز باشی میهن من ای فدایت جان و تن من پر بها تر از زر و گوهر خاک پاک تو وطن من گر بخواهد دمی دشمنی هلاک تو گر بخواهد کسی یک وجب ز خاک تو می شوم تا مرزت روانه خصم دون میرانم ز خانه با سلاحی از خشم و کینه سینه اش میگیرم نشانه دوستت دارم مهد دین من دوستت دارم سرزمین من دوستت دارم بهترین من [ شنبه 22 بهمن1390 ] [ ] [ مرتضی ]
[ شنبه 22 بهمن1390 ] [ ] [ مرتضی ]
مطلب وبلاگ ریاضیات شگفت انگیز برچسبها: تاریخ تولد [ شنبه 22 بهمن1390 ] [ ] [ مرتضی ]
![]() بعضیها شعرشان سپید است، دلشان سیاه،
بعضیها شعرشان کهنه است، فکرشان نو، بقه در ادامه مطلب ادامه مطلب [ جمعه 21 بهمن1390 ] [ ] [ مرتضی ]
[ جمعه 21 بهمن1390 ] [ ] [ مرتضی ]
|
||